بررسی تطبیقی کارکردهای قرض الحسنه و انفاق در فقرزدائی
۱۳۹۲/۶/۱۷ بازدید: 2473

مقاله مندرج در فصل نامه وام شماره 17- صندوق قرض الحسنه الزهرا (س)

از ابزارهایی که در دستورهای اسلامی بدان توصیه شده است و تاثیر بسزایی در فقر زدایی دارد قرض الحسنه و انفاق است . از خصوصیات مشترک دو نهاد قرض الحسنه و انفاق ، میتوان بدین نکته اشاره کرد که در هر دو نوعی تعاون ، یاری ، ایثار و از خود گذشتگی مشاهده می شود . در باره قرض الحسنه فقط در برابر سود و حق تصرف ، گذشت می شود در حالی که در نفاق ، اصل مال نیز بخشیده میگردد . استفاده از انگیزه های معنوی و اخروی ، از دیگر خصوصـــیات مشترک این دو رفتار است . علاوه بر این ، هردو نهاد ( صدقه وقرض الحسنه) برای رفع نیازمحتاجان درنظر گرفته شده اند  در واقع ، نیازمندان به دو قسم تقسیم می شوند :

گروه اول : افرادی هستند که بدلیل نداشتن شغل و امکانات مناسب ، امید باز پرداخت در وقت معین را ندارند .

گروه دوم : افرادی هستند که اگر چه در زمان کنونی نیامندند ، ولی به دلیل برخورداری از بعضی امکانات ، اطمینان به بازپرداخت در زمان معینی را دارند .

فرهنگ اسلامی  قرض الحسنه را بهترین ابزار در مورد دوم می داند ، و در مورد اول انفاق را پیشنهاد می کند .

برتری قرض الحسنه و انفاق در رفع نیاز نیازمندان ، از جهات ذیل قابل بررسی است :

1-  از آنجا که در صدقه فرد ملزم به بازپرداخت نیست ، لذا بسیار اتفاق می افتد که نیازمندان غیر حقیقی تقاضای صدقه می کنند ؛ از این رو ، تشخیص نیازمند حقیقی امر بسیار مشکلی محسوب می شود . که نیاز به هزینه های زیاد دارند . این امر در سخنان شریف پیامبر اکرم (ص) بدین گونه مطرح شده است : در شب معراج دیدم که بر درب بهشت این گونه نوشته شده بود : صدقه به ده برابر و قرض الحسنه به هجده برابر پاداش داده می شود . پرسیدم : ای جبرئیل چرا پاداش قرض برتر است ؟ پس جبرئیل پاسخ داد : زیرا درخواست کننده صدقه امکان دارد که دارا باشد ، اما قرض گیرنده به خاطر آنکه می داند باید مال را برگرداند فقط در صورت نیاز طلب قرض می کند .

2-  افرادی هستند که نیاز حقیقی دارند ، اما به جهت شان اجتماعی و انسانی خود ، از درخواست صدقه پرهیز می کنند ، در حالی که در قرض الحسنه به خاطر الزام به باز پرداخت اصل مال ، چنین دشواری به مراتب کمتر مشاهده می شود . در حدیثی از امام رضا (ع) آمده است : پاداش قرض هجده برابر پاداش صدقه است  زیرا قرض به دست کسی میرسد که خود را کوچک نمی کند . بنا براین قرض الحسنه در رفع فقر حقیقی و پنهان جامعه ، مناسب ترین ابزار است .

3-  یکی دیگر از برتریهای قرض الحسنه نسبت به دیگر ابزارهای فقر زدائی آن است که در اجتماع انگیزه کارکردن از بین نمی رود ، بلکه برآن افزوده می شود زیرا : اولاً : با توجه به اینکه قرض گیرنده ملزم به بازپرداخت است ، از پیدایش تنبلی که می تواند یکی از عوامل فقر فردی باشد جلو گیری می کند علاوه بر این ، با توجه به اهمیت ادای دین در فرهنگ اسلامی ، انگیزه تلاش در وام گیرنده افزوده می شود . ثانیاً : با توجه به اینکه قرض دادن به طور داوطلبانه و با تضمین بازپرداخت انجام می شود . انگیزه کار و تلاش بیشتر در قرض دهندگان همچنان باقی است .

4-  بسیار از نیازهای لازم کنونی ، با تهیه کالاهای با دوام همچون یخچال و فرش میسر می شود . این مستلزم تهیه سرمایه هایی فراتر از خرید کالاهای کم دوام لازم همچون غذا و پوشاک است . از طرف دیگر می توان پیش بینی کرد که با توجه به تضمین باز پرداخت در نهاد قرض الحسنه ، صاحبان سرمایه که تمایل بیشتری به اختصاص وجوه خود در آن را داشته باشند . به عبارت دیگر ، در الگوی درآمدی فرد مسلمان با در نظر گرفتن مطلوبیت امور معنوی و اخروی ، این رفتار عقلایی به نظر میرسد که قسمتی از درآمد به دست آمده خود را در این امور صرف کند . انفاق و قرض الحسنه ، دو گزینه مستقل برای تحقق این رفتارند و از آنجائیکه پاداش اخروی قرض الحسنه فراتر از انفاق می باشد و نیز باز پرداخت وجوه تضمین شده است ، می توان پیش بینی کرد که مقدار بیشتری از وجوه مزبور به قرض الحسنه اختصاص یابد .

دستاوردها :

ریشه کنی فقر که یکی از روشهای کلی اقتصاد اسلامی برای تحقق عدالت اجتماعی است با به کارگیری ابزارهای متناسبی همچون "قرض الحسنه " میسر می شود . "نیاز مند بودن وام گیرنده " و "داشتن انگیزه معنوی و اخروی وام دهنده " به عنوان دو عنصر اساسی شکل دهنده به این ابزار مهم فقر زدایی مطرح میشوند . محور بودن این دو عنصر مزبور ، باعث می شود که صندوق "یاری " و "همیاری " قرض الحسنه در جهات عمودی و افقی در راستای فقر ستیزی گاه بردارند . علاوه ر این با در نظر گرفتن معنای گسترده نیاز در امور تکوینی ، تشزیعی و اجتماعی ، میتوان انتظار داشت که این نهاد ، در رفع فقر نسبی نیز موفقیتهایی را کسب کند .

لزوم باز پرداخت دیون ـ یکی دیگر از عوامل مهم برتری این ابزار است . از طرفی ، با ایجاد اطمینان برای صاحبان وجوه نسبت به بازگشت سرمایه هایشان ، انگیزه کار و تلاش بیشتر را از آنان سلب نمی کند . در حالی که در ابزار هایی همچون انفاق ، چنین ثمراتی به سهولت قابل حصول نیست .